دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

404

تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )

منابع همزمان و منابع دو نسل بعد يارى نمىكنند تا كمكهاى اين هنرمندان به هنر اين دوره مشخص و بازسازى شود ولى اين منابع از آوازه و شهرتى صحبت مىرانند كه اين استادان از آن برخوردار بودند و نيز از رشد نام‌آورى چون بهزاد در سدهء بعد سخن مىرانند كه همه نقاشان مورد نظر ايران را در اين دوره تحت‌الشعاع خود قرار داد . از بررسى و مطالعه مواد موجود - كه تاكنون درباره موضوع مورد بحث به دست ما رسيده - نمىتوان تصويرى روشن و قابل قبول از سبك بهزاد و وجوه افتراق آن با سبك همروزگارانش در هرات ارائه داد « 1 » . اين امر هنوز ادامه دارد و در اين روزگار تعيين معيارهاى سبك‌شناختى درباره بهزاد كارى شتابزده و بىپايه خواهد بود . به همين دلايل بهتر آن است كه در اينجا گزارشى كلى ازاين مكتب و دستاوردهاى آن در بيست و يا بيست و پنج سال پسين قرن پانزدهم عرضه شود . در سال 1470 م . سنت نقاشى كهن هرات با مصرف مجدد نقشمايه‌هاى كهن ، خشكى و سردى طراحى پيكره‌اى و فقدان نوآورى و سرزندگى ، متحجر و قالبى شده بود ؛ گواينكه در بهترين آثار اين دوره هنوز احساس مطلوبى از رنگ‌آميزى و طراحى چيره‌دستانه موجود بود . با تمركز حمايت هنرى در هرات ، روح تازه‌اى به اين مكتب دميده شد . در ضمن بر تداوم سنت كهن به حق تأكيد شد چون وجوه آن هنوز به سبب قابليتش در منظره‌پردازى و معمارى و نيز براى پرسپكتيو و چارچوب تصوير قابل قبول بود . اين پذيرش پيشرفت سريعى را كه در آثار استادان جديد قابل رؤيت بود ، امكانپذير ساخت . در واقع چنين مىنمايد كه يكى از نخستين استادان ، شاه مظفر فرزند استاد منصور هنرمند دربار سلطان ابو سعيد تيمورى باشد . از آنجا كه گزارش شده ، شاه مظفر در سن بيست و چهار سالگى دار فانى را وداع گفته ، پس او بايستى در دهه 1480 م . فعال بوده باشد ؛ بابر اسم او را در كنار بهزاد - دوبار به عنوان استادى چيره‌دست - ذكر كرده است ؛ و نيز گفته شده كه شاه مظفر از ملازمان امير عليشير نوائى بوده است . اعتقاد براين است كه شاه مظفر در اين دوره تأثير بسيار محافظه‌كارانه‌اى داشته است ولى براى اين عقيده سندى در دست نيست . نخستين آثارى كه امروزه ازاين مكتب شناخته شده ، آثارى است كه در حوالى سال 1485 م ، توليد شده‌اند . اين تاريخ ، تاريخى است كه پنج بخش از خمسه عليشير نوائى براى شاهزاده بديع الزمان تحرير شد ؛ و نيز تحرير خمسه امير خسرو دهلوى موجود در كتابخانه چستربيتى و به احتمال تركيب‌بندى دو صفحه‌اى سلطان حسين بايقرا در صحن باغ خود - موجود در كتابخانه گلستان تهران - دراين سال صورت گرفت « 2 » : در حالىكه براى يك سال بعد نيز گلستان

--> ( 1 ) - پيندر - ويلسون در مقاله « بهزاد » آن را تلخيص كرده است . ( 2 ) - م . لوكنز - سويتوچوفسكى تاريخ نسبتا متأخرى را ارائه داده و دليلش هم چهره پيرو حالت بدن سلطان است : نگاه كنيد به : گرى ، Arts of the Book ، صص 184 ، 207 .